۶ کلاه

index

۶کلاه

ادوارد دبونو پدر تفکر خلاق ‌می‌گوید برای بررسی یک موضوع بهتر است آن را از جنبه‌های مختلف استفاده کنیم و باری آن از استعاره کلاه استفاده کرده است و هر رنگ را به یک جنبه اختصاص داده است. که هر یک را به‌اختصار توضیح ‌می‌دهم.

سفید رنگی خنثی و کنش پذیر است. کلاه سفید با ارقام و اطلاعات ملموس و واقعی سروکار دارد. بیان واقعیت‌های محض بدون بحث‌وجدل واقعیت‌های دودسته: ۱٫ واقعیت‌ها اثبات‌شده ۲٫ چیزهایی که ما فکر ‌می‌کنیم واقعیت دارند. منظور ما: واقعیت‌های نوع دوم است. زمانی که اصطلاحاً کلاه سفید را بر سر می‌گذارید، فقط باید از واقعیت‌ها استفاده کنید.

کلاه قرمز احساسات، شور و هیجان و نیز خشم را بیان‌ می‌کند. این کلاه بیانگر دیدگاه‌های احساسی و عاطفی است. وقتی کلاه قرمز را بر سر‌ می‌گذارید باید صرفاً احساسات و عواطف خود را بیان کنید بدون دلیل یا توجیه منطقی برای آن. مثلاً از دختری که انتهای کلاس نشسته اصلاً خوشم نمی‌آید. یا احساس ‌می‌کنم شرکت در این کلاس منافع خیلی زیادی ‌می‌تواند برای من داشته باشد.

سیاه غمگین و منفی است. شامل جنبه‌های منفی و علل ناممکن بودن کارهاست. وقتی با کلاه سیاه به مسئله نگاه‌ می‌کنید حتماً با علت مخالف خود را بیان کنید. مثلاً شرکت در این کلاس هزینه بالایی دارد و خیلی زمان‌بر است با توجه به منابع و حجم کاری که اکنون در دست ماست.

زرد مثبت و آفتابی است. خوش‌بین است. جنبه‌های امیدوارانه و مثبت تفکر را در بر‌می‌گیرد. زمانی که کلاه زرد را بر سر ‌می‌گذارید باید جنبه‌های مثبت یک موضوع را بررسی کنید. حتی اگر با آن مخالف هستید.

سبز یعنی چمن، گیاه، فراوانی نعمت و زمین حاصلخیز. کلاه سبز نشانگر ایده‌های نو و خلاق است. زمانی که کلاه سبز را بر سر ‌می‌گذارید باید سعی کنید راه‌حل‌های تازه‌ای پیشنهاد کنید.

آبی، رنگ سرد مطبوعی است. رنگ آسمان هم هست.آسمانی که بالای همه‌چیز قرار دارد. کلاه آبی با احاطه، تنظیم و سازمان‌دهی روند تفکر و سایر کلاه‌ها مرتبط است. آبی دربرگیرنده همه جوانب و رنگ جمع‌بندی است. حالا که واقعیت‌ها را دانستیم، تکلیفمان با احساساتمان روشن شد. جوانب مثبت و منفی را سنجیدیم راه‌حل‌های جدید را هم پیشنهاد کردیم. حالا زمان تصمیم‌گیری فرارسیده و باید تصمیم خود را بگیریم.

مثلاً الآن که دارم این نوشته را ‌می‌نویسم در کتابخانه هستم و دارد باران ‌می‌آید. این‌یک واقعیت است (کلاه سفید) خوشحالم وقتی که باران می‌بارد انگار زندگی دوباره جریان پیدا کرده است، همه‌چیز شاعرانه می‌شود (کلاه قرمز) شب است و به این فکر می‌کنم که چطور به خانه برگردم هوای بارانی را دوست دارم اما اینکه همه وجودم مثل موش آب‌کشیده شود برایم چندش‌آور است (کلاه سیاه) این فقط حس من است آن در این شرایط درحالی‌که باران برکت است و زندگی می‌بخشد هوای غبارآلود و دودگرفته را تمیز می‌کند مثل خانه‌ای که گردگیری شده و همه‌جا برق می‌زند. شاید دعای مستجاب شده کشاورزان برای زمین‌ها تشنه باشد. مایه حیات، حیات می‌بخشد پس من باید به فکر چاره کار خودم باشم (کلاه زرد) چطور به خانه بروم که هم موش آب‌کشیده نشوم هم از این هوا لذت ببرم؟‌ شاید چون داخل کتابخانه نشستم و با این صدا فکر می‌کنم سیل اتفاق افتاده، شاید واقعیت ملایم‌تر از این همه صدای رعدوبرق باشد. پس بهتر است اول سری به بیرون بزنم و اوضاع را از نزدیک بررسی کنم. اگر ملایم بود که پیاده می‌روم خانه، دلم برای قدم زدن در هوای بارونی تنگ شده اگر خیلی شدید بود یا تاکسی می گیرم یا با یکی از دوستان کتابخانه که ماشین آورده است برمی‌گردم یا تماس می‌گیرم تا یکی از اهل منزل بیاید و یا … (کلاه سبز) با توجه به بررسی‌ها انجام‌شده به این نتیجه رسیدم بارش ملایم است و موش آب‌کشیده نمی‌شوم بهترین فرصت برای لذت بردن از هوای بارانی است. بعد یک مدت تنفس دود استنشاق هوای براق برایم فرخ بخش است پس پیاده به خانه رفتم.

کتاب ۶ کلاه تفکر نوشته ادوارد دبونو

مي‌توانيد آن را با دوستانتان به اشتراك بگذاريد

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code