موانع خلاقیت در مدرسه

موانع خلاقیت در مدرسه

موانع خلاقیت در مدرسه مسئله‌ای است که کمتر به آن توجه شده است.  خیلی از ما انتظار داریم که مدرسه دانش آموزان را خلاقانه آموزش دهد تا خلاقیت آنها پرورش یابد ونهایتا دانش آموزانی خلاق داشته باشیم، اما ظاهرا در واقعیت این طور نیست. متاسفانه مدرسه نه تنها دانش آموزان رو خلاق نمی کند بلکه خلاقیت ذاتی وجودی آنها را یا از بین می برد یا خیلی کم رنگش می کند. این یک واقعیت تلخ در مدارس ماست که در این مقاله قصد دارم برخی از این موانع را بررسی کنم.

محتوا

یکی از موانع خلاقیت در مدرسه محتوای آموزشی است که ارائه می شود. محتوا آموزشی که در مدارس ارائه میشود به روز نیست. حتی اگر دلمان را به تغییرات جدید در کتب درسی هم خوش کنیم باز هم مشاهده می کنیم که مطالب ارائه شده در زندگی روزانه یک دانش آموز به طور خاص و حتی زندگی یک انسان به طور عام کاربری ندارد.  از تاریخ و ریاضی و شیمی و فیزیک و … .

مورد دیگر حجم زیاد مطالب است. مدارس یا بهتر است بگویم سیستم آموزشی سعی دارد در زمانی محدود مطالب زیادی را به دانش آموزان یاددهد. به قول یکی از بزرگان که می گفت اگر سعی کنید همه چیز به افراد یاد بدهید آنها هیچ چیز یاد نمی گیرند اما اگر روی مواردی اندک تمرکز کنید نه تنها می آموزند بلکه آنرا عملا در زندگی شان به کار می برند. وقتی فرد خود را با انبوهی از اطاعاتی می بیند که در زندگی اش کاربردی ندارد. علاقه و انگیزه خود را از تحصیل از دست می دهید.

گاهی احساس می کنم، کمی سرانه مطالعه در کشورمون شاید علتش همین محتوا های بی ارزش مدرسه باشه . یعنی اکثرا کتاب نمی خونن چون تصور می کنن مثل کتاب های سال های مدرسه کاربردی نیست.

روش های قدیمی تدریس

شاید از مهم ترین موانع خلاقیت در مدرسه روش های قدیمی تدریس باشد.

تا آنجایی که می دانم حدودا ۳۶ روش تدریس وجود دارد اما با وجود این همه پیشرفت در زمینه ها مختلف هنوز هم مانند یک قرن گذشته آموزش از طریق سخنرانی و معلم محور است.

حتی بسیاری از مسئولان مدارس معتقدند روش های دیگر کارآمد نیست شاید این حرف توجیحی برای تنبلی خودشان است اما من آن را به پای نداستن آنها می گذارم.

هریک از ما متفاوت از دیگری است که مصداق واضح آن شاید اثر انگشتمان باشد. اما اتفاقی که در مدرسه می افتد این است آموزش مطلب درسی مشرک برای همه به شیوه ای مشترک. اصطلاحا به این وضع عدم توجه به تفاوت های فردی است. مدرسه تلاش می کند همه را مثل کند به جای اینکه استعداد های مختلف را شناسایی کند و آن را پرورش دهد. خلاقیت یعنی منحصر به فرد بودن در نتیجه پر واضح است که در چنین وضعی جایگاهی برای خلاقیت نیست. 

معلمان

معلمان

قطعا کیفیت معلمان یک عامل حیاتی است که بر عملکرد کل سیستم آموزشی تأثیر می گذارد. همان که می دانیم خوب بودن عوامل حیاتی در یک سیستم نتایج فوق العلاده ای را به دنبال دارد و ضعف در آنها منجر به ضعف در کل سیستم می شود. متاسفانه به دلایلی که در ادامه ذکر خواهم کرد برخی از معلمان هم از جمله موانع خلاقیت در مدرسه هستند.

۱٫ عدم آگاهی معلمان از مفهوم خلاقیت

به تازگی می بینم که واژه خلاقیت در مدارس زمزمه می شود اما در حد یک واژه است زیرا هنوز آن را ویژه کارهای هنری یا متعلق به دانش آموزان خاصی می دانند، در صورتی که این طور نیست.

قبلا گفته ام باز هم می گویم. همه افراد دارای استعداد خلاق هستند. اما هنوز هم اگر از افراد سوال کنید :

آیا شما فردی خلاق هستی؟

فقط تعداد کمی بی قید وشرط  پاسخ خواهند داد : بله

در واقع اکثر ما فکر می کنیم شرایط یک شخص خلاق را نداریم. تصور می کنیم افراق خلاق معمولا کسانی هستند که نقاشی می کشند، آواز می خوانند یا چیزهای جدیدی را می سازند. یعنی هنوز هم فکر اینکه برخی استعداد خلاقانه دارند و اکثر ما آن را نداریم در ذهن ها جاری است. بسیاری از معلمان هم از این قائده مستثنی نیستند. پس با وجود این مفهموم چالش برانگیز بعید است آموزش و یادگیری خلاقانه در مدارس وجود داشته باشد.

۲٫ عدم پشتیبانی از خلاقیت معلمان

گاهی احساس می کنم ناراضی تر از دانش‌آموزان از این سیستم آموزشی معلمان هستند. زیرا از سه جنبه تحت فشار هستند: صمیمانه بگویم بچه ها پدرشان را در می آوردند، باید پاسخ گوی والدین باشند و سیستم اجرایی هم مجبورشان کرده تا محتوای زیاد را در زمان کم آموزش دهند.

واقعا چرا معلمان باید بهتر تدریس کنند، یا کارهای آموزشی خودشان را بهبود بخشند؟

معلمان چیزی برای تدریس بهتر نمیبینند، ممکن است رضایت شخصی داشته باشند، اما پاداش سیستمیک ندارند.

برنامه های درسی سنگین و پربار است که تقریبا بیشتر زمان کلاس را می گیرد و مقدار زمان کمی برای تفکر باقی می ماند. ترجیح می دهم نیمه پر لیوان را ببینم و بگویم همان زمان کم هم غنیمت است.

به طور کلی مدیران مدارس و والدین خیلی از روش های  جدید یا خلاقانه استقبال نمی کنند. والدین نگران نمره فرزندشان هستند و مدیران نگران اعتبارشان …
 
 

۳٫ عکس االعمل نسبت به خطا یا اشتباه

آیا خطا یا اشتباه فی نفسه چیز بدی است؟خیر.

می پرسید: چرا؟

زیرا دیکته نانوشته هیچگاه غلط ندارد. وقتی انجام دادن کاری را شروع می کنید بسیار اشتباه مرتکب خواهید شد تا بتواند به نحوی عالی به نتیجه مطلوب برسید. اگر حرف مرا قبول ندارید، توصیه می کنم زندگی نامه افراد مختلف در زمینه های گوناگون ورزشی، علمی و هنری و … را مطالعه کنید. یکی از معروف ترین آنها ادیسون است. 

اما در مدرسه از سال های ابتدایی به دانش آموز می گویند حق ندارد از پاک کن استفاده کند. این امر در ناخودآگاه یعنی حق نداری اشتباه کنی و اگر اشتباه کردی نمی توانی آن را اصلاح کنی.تا پایان دوره تحصیلی هرگاه اشتباه کردیم از ما نمره کم شد و اینگونه ترس از اشتباه کردن در وجودمان نهادینه شد.

لازم به ذکر است که بدانید اشتباه کردن یکی از تکنیک های خلاقیت است. البته با رعایت دو نکته:

الف) اشتباه دیگران را تکرار نکنیم.

ب) اشتباه خودمان را دوبار تکرار نکنیم.

 

در این مقاله مفصل راجع به آن توضیح داده ام.

روش های ارزشیابی

امتحان

یکی دیگر از موانع خلاقیت در مدرسه امتحان است.

زمانی که دانش آموزان می پرسند: چرا باید این مطالب را یاد بگیریم؟

معمولا پاسخ این است: زیرا از آن امتحان گرفته می شود!

اکثر تلاش ها برای بهبود نمرات دانش آموزان و در نتیجه عملکرد مدارس است. در چنین فرایندی راهی برای ارتقاء خلاقیت در کلاس های درس نیست.

نمره فقط یک عدد است اما مدارس و والدین کل استعداد و توانایی یک فرد را با آن قضاوت می کنند. راجع به این موضوع در کتابم مفصل توضیح داده ام. به نظرم در این مقاله همین اندازه توضیح کفایت می کند.

 

حافظه پروری به جای مهارت آموزی

این گونه امتحان و آزمون تنها حافظه را تقویت می کند و مهارت آموزی که در مقالات آینده راجع به آن توضیح خواهم داد، جایگاهی ندارد.

رقابت

یک رویکرد خاص به تغییرات آموزشی مبتنی بر اعتقاد به رقابت وراطلاعات به عنوان ریشه های کلیدی بهبود آموزش.

منطق این جهت گیری بر این باور است که رقابت – همانطور که در اقتصاد بازار انجام می شود – باعث راندمان و بهبود می شود و می تواند در مدارس نیز اعمال شود، به طوری که رقابت بین مدارس منجر به پیشرفت بیشتر دانش آموزان خواهد شد

در حالی که این گونه رقابت دوستی های خدشه دار می کند و باعث می شود تضعیف دانش آموزان در برقراری ارتباط می شود.

استاندارد سازی نیز به این گونه رقابت ها دامن زده است.

 

ممنون که این مقاله رو مطالعه کردید. حتما نظرهای شما عزیزان را مطالعه می‌کنم.

مي‌توانيد آن را با دوستانتان به اشتراك بگذاريد

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code