حل مسئله

images

حل مسئله

برخی از بزرگان اهل فن خلاقیت را حل مسئله تعریف کرده اند. مسئله چیست؟ هر چیزی که باعث نارضایتی شما شود، مسئله است وباید حل شود. شما یک معلم هستید وبا مسائل زیادی سروکار داری و خیلی از افراد برای حل مشکلشان به شما مراجعه می کنند پس در مرحله اول باید بتوانید مسائل خود را حل کنید تا پاسخ گوی خوبی برای دیگران باشید. با استفاده از بارش فکری بنویسید چه مسائلی دارید.

برای حل مسئله باید فکر کرد و فکر کردن،‌ سخت ترین کار دنیاست. زیرا منجر به تغییر می شود و تغییر سخت و انرژی بر است. خیلی از ما در تفکر اهمال کاری می کنیم. در مدرسه هم یادنگرفتیم چطور مسائلمان را حل کنیم، اگر دانش آموزی با همکلاسی اش به مشکل بخورد می رود به مادرش می گوید که او به مادر دوستش بگوید که به او بگوید که او را هول ندهد!!!!! و اکثرا در مواجه با مشکل صورت مسئله را پاک می کنیم. از یکی از اساتیدم آموختم که  معلمی که دانش آموزش را از کلاس اخراج می کند رسما و عملا بیان کرده است که نمی تواند مشکلش را حل کند و می گوید آقای ناظم آقای مدیر شما بیایید مشکل مرا با دانش آموزم حل کنید آیا اگر پدر یا مادر با فرزندشان به مشکل بخورند او را از خانه بیرون می کنند تا همسایه بیاید و مشکلشان را حل کند یا فکر دیگری می کنند؟‌ واقعا چرا یک معلم باید دانش آموزش را از کلاس اخراج کند؟‌ پاسخ به این پرسش را از طریق ایمیل سایت با ما در میان بگذارید.

سر یکی از کلاس های دانشکده بحث داغ نواقص سیستم آموزشی کشور گل انداخته بوده، استاد می گفت،‌ ما کاستی ها را می گفتیم او می گفت ما  کاستی ها را می گفتیم و …… تا اینکه کلاس تمام شد بعد از کلاس رفتم و به استاد گفتم:‌ شما که هم نواقص را می دانیم هم راه حل های آنرا پس چرا در کلاس خود به آنها عمل نمی کنید؟ گفت حجم کاری ما زیاد است و برنامه ریزی برای این روش ها زمان بر بنابراین نمی شود. و گفتم اگر شما استاد هستید و می دانید به گفته خود عمل نکنید پس تغییر باید از کجا شروع شود؟؟؟

گاه در مواجه با مسئله ترجیح می دهیم از راهکار های کوتاه مدت استفاده کنیم نه ریشه ای و بلند مدت، مثلا وقتی فرزندمان نافرمانی می کند او را کتک می زنیم در حالی مانند مسکن وقت برای مدت کوتاهی اثر دارد و درمان نمی شود. و گاه برای حل مسائلمان در انتظار منجی به سر می بریم. در یک روز تابستانی با دو تا از دوستانم آژانس گرفتیم که به پارک بانوان برویم و جوج بزنیم (سه سوسول!!!) و چون خیلی وقت بود همدیگر را ندیده بودیم هر سه تایی عقب نشستیم. مونا گوشه سمت چپ، زهره وسط و من هم سمت راست نشسته بودم همین جوری که داشتیم با هم حرف می زدیم یهو مونا جلو دهنش رو گرفت ما هم ترسیدیم گفتیم چی شده گفت بچه ها تو کفشم مارمولکه !!! (تو حیاط خونشون باغچه و گل و گیاه دارند و وجود چنین جانورانی اجتناب ناپذیر است) و پاشو از کفش بیرون آورد، همین جوری که به کفش های مونا خیره شده بودیم که یک وقت مارمولک بیرون نیاد،‌ من به سمت در برگشتم، دیدم یک سوسک غول پیکر فاضلابی از کنار پاهام داره میاد بالا… !!! من جیغ می زدم اون دوتا می خندیدن سوسکه نزدیک تر می شد راننده هنگ کرده بود… از ترس وسط ترافیک نگه داشت ما سه تا  هم عین جن زده ها پریدیم تو خیابون مونا لنگ در هوا زهره چادر در هوا منم شوکه شده…. راننده تاکسی منجی ما شد و ما از شر این موجودات موذی رهایی یافتیم. اما منجی همیشه موجود نیست پس حل مسئله را بیاموزید!

چگونه هر مسئله ای را حل کنیم؟ اگر مشکلی همیشه برایتان تکرار می شود شک نکنید که تماماً تقصیر شماست! حل مسئله ۵ گام اصلی دارد: ۱٫ فهم مسئله ۲٫ انتخاب روش حل ۳٫ اجرای روش ۴٫ بازخورد ۵٫ اطمینان از عدم تکرار

  1. فهم مسئله

در گام نخست اول باید بفهمیم مسئله ما واقعا مسئله است،‌ یا پیامدهای هدف نداشتن،‌ تنبلی یا اهمال کاری های خودمان است. مسئله واقعی چیست؟ تا جایی که می توانید مسئله را بار ها و بار ها تعریف کنید شاید این کار به شما کمک کند مسئله را از زاویه دیگری ببینید. می توانید از چیست کمک بگیرید. مثلا مدیریت زمان برای رسیدگی به همه امور مدیریت زمان چیه؟ چه اموری؟ تسلط کافی به همه جوانب مسئله می تواند راه حل های خوبی را به دنبال داشته باشد. باید قبول کنیم که هر مسئله ای قابل حل است. نوشتن دقیق مسئله اهمیت دارد. لازم است برخی ادبیات خود را تغییر دهیم. مثلا به جای اینکه بگوییم چرا سرعت اینترنت پایین است،‌بگوییم چطور می توانم آنرا حل کنم؟ واژه اما هم کار خراب کن است حل مسئله می برد روی هوا مثلا می گه من خیلی دوست دارم دانشگاه سراسری قبول بشم اما حوصله درس خوندن ندارم در صورتی که فرد موفق می گوید می خواهم دانشگاه سراسری قبول بشم اما کار سختی هست و من از پسش برمی آیم.

  1. انتخاب روش حل

  2. زمانی اختصاصی در نظر بگیرید و راجع به مسئله تان فکر کنید، برگه کاغذی بردارید و مسئله تان را به شکل یک سوال بالای آن بنویسید، سپس خود را ملزم کنید که ۲۰ راه حل احتمالی در باره آن پیشنهاد کنید. یادتان باشد. قوانین طوفان فکری را از یاد نبرید. انتقاد کردن ممنوع. کمیت مهم تر از کیفیت و هر چه سرکش تر بهتر. این تمرین ساده زندگی شما را متحول می کند.

  3. با صدای بلند صحبت کنید. بلند صحبت کردن یا بلند توضیح دادن باعث می شود به جوانبی توجه کنید که تا کنون توجه نمی کردید.

  4. مسئله تان را با دیگران مطرح کنید. این دیگران می تواند همسر،دوست، همکار یا یک مشاور متخصص باشد. یعنی یا فرد کاملا به متخصص شما اشراف دارد یا یک فرد بیرون از فضای شما است. نظرات هر دو آنها می تواند کمک کنند و راهگشا باشد. اما کسی که از بیرون نگاه می کند ممکن است مسئله را از دید تازه ای بنگرد و ایده ی جدیدی را ارائه دهد.

  5. همه انسان در زندگی خود اسطوره ای دارند، مانند فرد موفقی که دوست دارید جای او می بودید،‌ فردی که از او چیزهای زیادی آموخته اید. یک الگوی کم نظیر در زمینه ای که مد نظر شماست، قانون خاصی برای آن وجود ندارد، او کسی است که آنچه امروز چالش شماست را پشت سر گذاشته است. از خودتان بپرسید، اگر … بود، چی کار می کرد؟ در این جهان اگر توانسته است کاری را انجام دهد پس شما هم می توانید انجام دهید و اگر تا کنون کسی نتوانسته است انجام دهد پس شما نفر اول هستید!

  6. گوگل را فراموش نکنید بارها و بارها برایم پیش آمده سوالی مدت ها فکر مرا به خود مشغول کرده است،‌ و مدام با خودم می گفتم فلانی که استاد این موضوع است را در جلسه مدرسین دو هفته دیگر خواهم دید و یادم باشد فلان سوال را از او بپرسم. گاه می شود که بپرسم که خوش به حالم و گاهی هم نمی شد، و این سوال باز هم درذهنم وول وول می خورد اما تا اینکه به کشف بزرگ گوگل نائل آمدم! و بسیاری از مشکلاتم حل شد.

  7. اگر مسئله ای آنقدر فکر شما به خود مشغول کرده است که نمی گذارد به راه حل فکر کنید و تمام روز در ذهن شما پیاده روی می کند،‌ به مکان ساکت و خلوتی بروید من طبیعت را پیشنهاد می کنم در صبح های زود، و مدتی در سکوت کامل اختیار کنید. و مسئله را با تمام جزئیاتش از سر بیرون کنید و به زیبایی ها طبیعت و خداوند بیندیشید، زمانی که آرام شدید،‌ نیروهای خود آگاه شما فعال می شوند و به ایده ها و راه حل های خوبی خواهید رسید. برندا الند می گوید: «قوه تخیل شما زمانی پروبال می گشاید که در آرامش و آسایش ژرف فرو روید، عضله هایتان از حالت انقباض در آورده،‌ منبسط کنید و راحت و سبکبال به اندیشه های الهام بخش و آرمان هایتان مجال تجلی دهید.»

  8. از عبارت چه می شود اگر ….. استفاده کنید. این عبارت به شما کمک می کند بتوانید پیامد های احتمالی مسئله را پیش بینی کنید. و راه حل های خوبی بیابید.

  9. اجرای روش

آستین ها را بالا بزنید و وارد گود شوید، برنامه ریزی دیگر کافی است. اجرا را شروع کنید. نباید زیاد منتظر راهکار باقی بمانید. امروز و فردا کردن ها کار دستتان می دهد. به استادم اول شیجه سوزنی بزن بعد  شنا کردن را یاد می گیری. نمی توانی کنار لبه استخر بنشینی و شنا گران را تماشا کنی و تصور کنی که شنا خواهی آموخت نه باید آغاز کنی.

  1. بازخورد بگیرید

ما در بسیار از امور دچار برنامه زدگی شده ایم، یعنی کار را طبق برنامه ای انجام می دهیم اما نتیجه نمی گیریم. مثلا سیستم ارزشیابی توصیفی در مقاطع اولیه ابتدایی،‌ نارضایتی های زیادی در پی داشته است. اصل برنامه خوب است اما وقتی یک معلم ۵۰ ساله را که ۳۰ سال با یک روش قدیمی تدریس کرده است حالا باید از شیوی ای کاملا متفاوت استفاده کند معلوم است که به مشکل می خورد و نارضایتی اولیاء را در پی دارد. یادگیری با این روش به زمان بیشتری نیاز دارد، اما اولیا تصور می کنند که درس فرزندانشان ضعیف شده است آنها بی سواد می مانند و یا در حالی که این سیستم کاملا توصیفی و کیفیی و بی ارتباط با نمره است اولیا می پرسند خیلی خوب یعنی بچم  ۱۷ شده یا ۲۰ ؟ این زمانی که در اجرای برنامه های جدید مشکل داریم اما به اشتباه تصور می کنیم برنامه غلط است.

دقت کنید در بازخوردگرفتن از خودتان همه جوانب را در نظر بگیرید. از تمام رنگ های کلاه در این بررسی استفاده کند. آیا شما به گورخر می گویید تو سیاهی با خط های سفید یا سفیدی با خط های سیاه، نه . چون گورخر تلفیقی از این دو رنگ است. یا به فردی می گویید که تو همیشه خوشحالی بعضی وقتا ناراحتی و یا ناراحتی بعضی وقتا خوشحالی،‌ نه، چون هم آدمی تلفیقی از احساسات مثبت و منفی است. بازخورد گرفتن هم از این قاعده مستثنی نیست و برای اینکه به بهبود عملکردمان منجر شود باید به همه جوانب آن توجه کنیم.

برای آنکه بازخورد مفیدتری داشته باشید ۴ سوال از خودتان بپرسید:

آیا نتیجه حاصل شد؟

چطور می توانست بهتر باشد؟

چه تغییراتی را باید انجام می دادم؟

برای دفعه بعد چه برنامه ای دارم؟

  1. اطمینان از عدم تکرار

    rat

رت ریس (rat race) دایره ای است که موش را در آن می گذارند وقتی او شروع به راه رفتن می کند دایره حرکت می کند و موش برای اینکه تعادلش را حفظ کند باید سرعتش را بیشتر کند این چرخه اینقدر ادامه می یابد که تا اینکه موش در اثر دوندگی زیاد سکته می کند و می میرد اگر شما هم مسائلی که دارید که هر روز بیشتر از روز قبل گرفتار آنها می شوید، ترمز کنید. و اجازه ندهید مدام تکرار شوند اگر همیشه دیر می رسید یا اگر همیشه کاری را شروع می کنید و ناقص رهایش می کنید،‌ اگر به برنامه هایتان نمی رسید و … شاید لازم باشد که بایستید و را راه جدیدی را امتحان کنید. تا نمیرید!

گروهی از جوجه تیغی را کنار خیابان ایستاده بودند م می خواستند از خیابان عبور کنند، هر بار که یکی از آنان وارد خیابان می شد در اثر تصادف می مرد، اما جوجه تیغی بعدی هم به خیابان می آمد و می مرد. و این چرخه همین طور ادامه داشت اما ما انسان هستیم و باید از تجربه های خودمان و دیگران بیاموزیم. استادم همیشه می گوید، احمق کسی است که اشتباهات دیگران را تکرار می کند و هر اشتباهی را دوبار مرتکب می شود. پس احمق نباشید!

توجه توجه، همه چیز باید نوشته شود. همین که بیاموزید مکتوب فکر کنید نیمی از راه را رفته اید. و بسیار نیاز به تمرین دارد. دفعات اول وقت گیر، خسته کننده و گیج کننده است. اما به مرور مغز اتوماتیک  آنرا انجام می دهد.

 

مي‌توانيد آن را با دوستانتان به اشتراك بگذاريد

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code