آیا راضی هستید؟ (خلاصه کتاب کافه ای به نام چرا)

آيا راضي هستيد؟

آیا راضی هستید؟

آیا از مرگ می ترسید؟

چرا اینجا هستید؟

کافه ای به نام چرا کتابی است که در جریان یک داستان به شما کمک می کند به سه سوال بالا پاسخ دهید.

در این مقاله به مرور مخصری بر بخشی هایی از آن پرداخته ام.

آیا راضی هستید؟

به نظرم رضایت وقتی حاصل می شود که پس از یافتن برای چه اینجا هستی؟

برای تحقق آن دست به کار شوی.

اما انجام این کار همیشه به این سادگی ها هم نیست.

اگر همواره وقتم را صرف کاری کنم که دوست دارم، پول چه می شود؟‌

صرف اینکه در کاری ماهر و خبره باشیم دلیل بر این نیست که می توانیم دستمزد خوبی بابتش بگیریم.

به این ترتیب، شاید همیشه کار برای مان باشد، اما آیا دستمزدش هم خوب خواهد بود؟

به قول معروف، بی مایه فطیر است!

خب اگر بدترین پیش فرض ممکن درباره پول را در نظر بگیریم.

فرض کنید یک نفر در زندگی هر روز کاری را بکند که در راستای هدف وجودش است، اما پول زیادی از این راه عایدش نشود.

اوه، این خیلی غم انگیز است. تصور کن طوری زندگی کنی که در راستای تحقق هدف وجودت باشد و همه عمر به کار دلخواهت مشغول شوی…

 

آیا راضی هستید؟

اما یک سوال مطرح می شود که:

چرا همه دنبال هدف وجودشان نمی روند؟

قطعا هر کدام از ما دلایل خاص خود را داریم، چون وضعیت هر کس منحصر به فرد است.

اما موارد کلی تری هم در این امر دخیل است.

مثلا یکی از ساده ترین دلیل این است که خیلی از آدم ها هیچ وقت با مفهوم هدف وجود آشنا نمی شوند. به همین سادگی!

بعضی از آنها، مفهومش را درک می کنند، اما به آن ایمان ندارند.

بعضی از مردم هم به دلیل تربیت، محیط یا باورهای نادرست طوری بار آمده اند که خیال می کنند اجازه دنبال کردن هدف وجودشان را ندارند.

حتی آنهایی که احساس می کنند رسالتی دارند، و باور دارند که حق دنبال کردن و دستیابی به هدف وجودشان را دارند،

باور نمی کنند که این کار به این سادگی است که به توانایی خود ایمان داشته باشند و سپس آن را دنبال کنند.

آیا راضی هستید؟

خود ما هستیم که سرنوشت مان را می سازیم.

خود ما هستیم که هر لحظه از زندگی مان را رقم می زنیم.

اگر کسی واقعا بخواهد بداند چرا اینجاست، خودش باید جوابش را پیدا کند.

آدم ها از راه های جورواجور این کار را انجام می دهند.

بعضی ها با ژرف اندیشی و تعمق به جستجوی پاسخ این سوال می پردازند.

بعضی ها در حالی که به موسیقی مورد علاقه شان گوش می دهند، دقت می کنند که ذهنشان به کجا معطوف می شود.

خیلی ها در دامان طبیعت خلوت می کنند، بعضی ها با دوستان یا اشخاص بیگانه درباره اش مشورت می کنند.

بعضی از افراد هم با مطالبی که در کتاب ها می خوانند، به سوی جواب هدایت می شوند.

این که کدام روش موثرتر است به خود شخص بستگی دارد.

نکته اینجاست که فقط خودمان می توانیم تشخیص دهیم جوابمان چیست.

برای همین خیلی ها برای پیدا کردن جواب، خلوت می کنند.

مي‌توانيد آن را با دوستانتان به اشتراك بگذاريد

منبع نوشته:كتاب: كافه اي به نام چرا. نوشته: جان پي. استرلكي

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

11 نظر

  1. سنا بابایی

    سلام
    به نظر من خیلی نثر روان و ساده و قابل فهمی بود و واقعا مطلبی بود که به شخصه برای من مفید بود و کارآمد 🙂

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code